مگس پرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مگس پرانی . [ م َ گ َ پ َ ] (حامص مرکب ) پراکنده کردن مگسها از اطراف خود. راندن مگس از جائی یا چیزی . ◄ کساد بازار و بی رونقی آن . (بهار عجم ) (آنندراج ) : کارکلیم باشد آنجا مگس پرانی هر جا که دل ز یار شیرین شمایل افتد. کلیم (از بهار عجم ). و رجوع به ترکیب مگس پرانیدن ذیل مگس شود.