می کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می کش . [ م َ / م ِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) می کشنده . می خوار. شرابخوار. باده خوار. می پرست . باده نوش . می گسار. که شرابخواری پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف ). شرابخوار. (آنندراج ) : عاشقان بوس و کنار و نیکوان ناز و عتاب مطربان رود وسرود و می کشان خواب و خمار. فرخی . بلورین پیاله ز می لاله شد کف می کش از لاله پرژاله شد. اسدی (گرشاسب نامه ).