میاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میاط. (ع مص ) مزاجرة. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). از هم دور شدن ؛ وقعالقوم فی هیاط و میاط؛ ای فی دنو و تباعد. (ازناظم الاطباء). در اضطراب و رفت و آمد. (از اقرب الموارد). و رجوع به مزاجرة شود. ◄ دور کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ دفع کردن و زجر نمودن کسی را. (از ناظم الاطباء). دفع و زجر کردن . (یادداشت مؤلف ). زجر کردن . ◄ خمیدن . سپسایگی بازگشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). میل کردن از کسی و پشت کردن و سپسایگی بازگشتن . (از ناظم الاطباء). ◄ سخت راندن در بازگشت از آبخور. (ناظم الاطباء). سخت راندن وقت بازگردانیدن از آبخور. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). خلاف هیاط. (منتهی الارب ).
میاط. [ م َی ْ یا ](ع ص ) بسیار بازنده ٔ بیهوده کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بازی گرای بیهوده کار. (از اقرب الموارد).