میان دار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِفا.) ۱- واسطه، شفیع. ۲- استاد زورخانه.واژه قبلی: میان بندواژه بعدی: میان پرده