میانجیگری کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شفاعت کردن، وساطت کردن، آشتی دادن، ارتباط برقرار کردن، ارتباط دادن، آشنا کردن مداخله کردن، فضولی کردن، دخالت کردن قضاوت کردن، قبول کردن دعوی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شفاعت کردن، وساطت کردن، آشتی دادن، ارتباط برقرار کردن، ارتباط دادن، آشنا کردن مداخله کردن، فضولی کردن، دخالت کردن قضاوت کردن، قبول کردن دعوی