میاندشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میاندشت . [ دَ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه شاهرود و نیشابور میان زیدر و الهاک در ٥١٨هزارگزی تهران . (یادداشت مؤلف ). محلی در جنوب غربی شاهرود در خراسان و در نیم فرسخی آن در تنگه ٔ شورداد معادن مس متعدد می باشد و چنین معلوم می شود که سابقاً کوره هایی برای ذوب مس بوده است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).
میاندشت . [ دَ ] (اِخ ) ایستگاه راه آهن جنوب میان کارون و خسروی، واقع در ٨٣٢هزارگزی تهران . (از یادداشت مؤلف ).
میاندشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرجی بخش داران شهرستان فریدن، واقع در ٢٥هزارگزی باختر داران با ١٢٥٥ تن سکنه . آب آن از رود و قنات و چشمه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).