میانه رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رُ) (ص فا.) معتدل، کسی که نه افراط میکند نه تفریط.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رُ) (ص فا.) معتدل، کسی که نه افراط میکند نه تفریط.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میانه رو. [ ن َ / ن ِ رَ / رُو ] (نف مرکب ) آن که در هیچ کاری افراط و تفریط نمی کند. (ناظم الاطباء). معتدل که نه به افراط گراید و نه به تفریط. معتدل درعقاید و اعمال . متوسطالسیر. (یادداشت مؤلف ). متوسطدر افعال و اقوال . (آنندراج ). مقتصد، میانه رو در نفقه ٔ عیال یعنی نه مسرف و نه تنگ گیر. (منتهی الارب ).
فرهنگ طیفی واژهدان
غیرافراطی، سازشکار، معتدل خنثا، خنثی، غیر متعهد، ناوابسته، بیطرف تصمیم نگرفته، نامصمم میانراهی، مرکزی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی