میرابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میرابی . (اِخ ) دهی است از دهستان رودخانه بخش میناب شهرستان بندرعباس، واقع در ٩٥هزارگزی شمال میناب با ٢٠٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
میرابی . (حامص مرکب ) شغل و پیشه ٔ میراب . عمل میراب . عمل مباشرت و نظارت بر تقسیم آب : خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید منصب میرابی سرچشمه ٔ آئینه را. میرزاصائب . رجوع به میراب شود. ◄ (اِ مرکب ) حقی که به جهت تقسیم آب به میرابها دهند.