میراثی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میراثی . (ص نسبی ) منسوب و متعلق به میراث . ◄ مال موروثی و ارثی . (ناظم الاطباء). مال میراث . مرده ریگ . مرده ری . مال که از دیگری به نسب یا سبب پس از مرگ او رسیده باشد. مقابل مکتسب : مال میراثی ندارد خود وفا چون بناکام از گذشته شد جدا. مولوی . ◄ میراث برنده . ارث بر. وارث .که میراث از مرده برد : چون امیرمحمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانک شیوه ٔ میراثیان باشد. (تاریخ جهانگشای جوینی ). مرد میراثی چه داند قدر مال رستمی جان کند مجان یافت زال . مولوی . و رجوع به میراث خوار شود.