میر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- امیر، پادشاه. ۲- رییس، سالار.(اِ.) = میره: شوهر.مترادفها و واژههای مرتبطمرگ، موتامیرژنرال، سردار، صاحبمنصبواژه قبلی: میدهواژه بعدی: میرآخور