میشنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میشنه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) معلم جهودان باشد. (لغت فرس اسدی ). میشته . رجوع به میشته شود : دیدم بت ماه روی رعنایک را سرمست به پیش میشنه بنشسته . ؟ (از فرهنگ رشیدی ). ظاهراً این نام مصحف «مِشنا» است که کتابی است یهودان را و آن در عربی دخیل است . (از اقرب الموارد).