میفاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میفاق . (ع اِ) مَوفِق . اتیتک لمیفاق الهلال ؛ آمدم ترا هنگام برآمدن هلال . (ناظم الاطباء)؛ ای موفقه (منتهی الارب، ماده ٔ وف ق ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میفاق . (ع اِ) مَوفِق . اتیتک لمیفاق الهلال ؛ آمدم ترا هنگام برآمدن هلال . (ناظم الاطباء)؛ ای موفقه (منتهی الارب، ماده ٔ وف ق ).