میلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) میلهای چوبین و مجوف که سرش به میانة قلیان است و ته آن در آب قلیان قرار دارد و دود تنباکو به وسیلة آن از میان آب عبور کند و به دهان قلیان کش رسد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) میلهای چوبین و مجوف که سرش به میانه قلیان است و ته آن در آب قلیان قرار دارد و دود تنباکو به وسیله آن از میان آب عبور کند و به دهان قلیان کش رسد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاب . (اِ مرکب ) ماشوره ٔ غلیان که یک سر آن در آب و سر دیگرش متصل به میانه است . (ناظم الاطباء) نی میان کوزه ٔ قلیان متصل به تنه ٔ قلیان . چوبی میان کاواک که در تنه ٔ میانه ٔ قلیان کنند و سر دیگر آن چوب در میان آب کوزه ٔ قلیان باشد. نای مانند از چوب تراشیده بلندتر از وجبی که در این میانه استوار کنند و درون آب جای گیرد و دود از آن گذرد و در آب درآید و بار دیگر به گلوی قلیان کش برآید. (یادداشت مؤلف ). ◄ نی که در گهواره نهند یک سر آن متصل به آلت طفل و سر دیگر در مرغج . (یادداشت مؤلف ).
میلاب . (اِخ ) دهی است از دهستان بالا شهرستان نهاوند، واقع در ١٧هزارگزی جنوب خاوری شهر نهاوند با ٧٦١ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی