میلاویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاویه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) شاگردانه بود. (لغت فرس اسدی ). میلاوه : میلاو منی ای فغ و استاد توام من پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه می لاو . رودکی . و رجوع به میلاوه و میلاو شود. ◄ دشت . دست لاف . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به لاویدن و دست لاف شود. ◄ جایزه . (یادداشت مؤلف ).