میمنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ مَ نَ یا نِ) [ ع. میمنة ] (اِ.) طرف راست و سمت راست لشکر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ مَ نَ یا نِ) [ ع. میمنه ] (اِ.) طرف راست و سمت راست لشکر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میمنة. [ م َ م َ ن َ ] (ع اِمص ) ج، میامن . (دهار). برکت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). فرخندگی . میمنت . میمنه . ◄ نیک بختی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). شگون نیک . (فرهنگ نظام ). ◄ (اِ) سوی دست راست . (دهار). سوی راست . خلاف میسره . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). نقیض مشأمة. (از منتهی الارب ). مجنبه ٔ یمنی . ◄ دست راست لشکر. (دهار). رجوع به میمنت و میمنه شود.
میمنه . [ م َ م َ / م ِ م َ ن َ / ن ِ ] (از ع، اِمص ) نیک بختی . (ناظم الاطباء). میمنت . ◄ صواب . (ناظم الاطباء). ◄ خجستگی . (مهذب الاسماء). ◄ (اِ) سوی دست راست . (ناظم الاطباء). طرف دست راست . (غیاث ). سوی راست . (فرهنگ نظام ). دست راست . (مهذب الاسماء). مقابل میسره . (فرهنگ نظام ). خلاف میسره . در طرف راست، واقع در راست . ◄ جناح راست لشکر. (ناظم الاطباء). راست لشکر. (مهذب الاسماء). خلاف جوانغار. برانغار. یکی از ارکان خمسه ٔ جیش . جبهه ٔ راست لشکر. آنچه بر راست بود از لشکر. (یادداشت مؤلف ). نام فوجی که بطرف دست راست پادشاه یا امیر در وقت جنگ استاده باشد. (غیاث ). لشکری که طرف راست قلب است در میدان جنگ . (فرهنگ نظام ) : چپ لشکرش را به گرشاسب داد. ابر میمنه سام یل با قباد. فردوسی . بتاراج داد آن سپاه و بنه نه کس میسره دید و نه میمنه . فردوسی . چپ لشکرش را به پیران سپرد سوی میمنه رفت هومان گرد. فردوسی . تو به قلب لشکر اندر خون انگوران به دست ساقیان بر میسره خنیاگران بر میمنه . منوچهری . گورخران میمنه ها ساختند زاغان گلزار بپرداختند. منوچهری . باید که میمنه و میسره و طلیعه و ساقه تعبیه ساخته روید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٥٧). تا اگر میمنه و میسره را بمردم حاجت افتد میفرستد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٥١). آهسته روی به میمنه ٔ مخالفان آری . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٥٨). ترسم همی که گر تو نباشی ز لشکرش بی تو نه قلب و میمنه ماند نه میسره . ناصرخسرو. میمنه و میسره و قلب و جناح آن را... بیاراسته . (کلیله و دمنه ). ابوالقاسم از میسره میمنه را بشکست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ١٣٤). آلتونتاش را به میمنه فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٩٨). امیرنصر را در میمنه بداشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٤٩). - میمنه و میسره ؛ راست و چپ . - ◄ نیک بختی و بدبختی . - ◄ صواب و خطا. - ◄ راست و ناراست . (ناظم الاطباء). و رجوع به میمنت و میمنة شود.