میموم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میموم . [ م َ مو ] (ع ص ) به دریا انداخته شده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجل میموم ؛ مرد به دریا انداخته شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میموم . [ م َ مو ] (ع ص ) به دریا انداخته شده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجل میموم ؛ مرد به دریا انداخته شده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).