میمون باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میمون باز. [ م َ موم ْ /م ِ موم ْ ] (نف مرکب ) آن که معاش او از بازی میمون باشد. (آنندراج ). بازی کننده با میمون و به بازی دارنده او را. کسی که میمونی را تربیت کند و او را ببازیهای مختلف وادارد و بدین وسیله ارتزاق نماید. قَرّاد. ◄ مجازاً به معنی محیل . (از آنندراج ).
میمون باز. [ م َ موم ْ / م ِ موم ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ٣٢هزارگزی شمال خاوری کرمانشاهان با ١٨٣ تن سکنه . آب آن از قره سو و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی