میهنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میهنی . [ هََ ] (اِخ ) رجوع به اسعد میهنی شود.
میهنی . [ هََ ] (اِخ ) شیخ ابوسعید فضل اﷲبن ابی الخیر، عارف . رجوع به ابوسعید شود.
میهنی . [ هََ ] (ص نسبی ) منسوب است به میهن . رجوع به میهن شود. ◄ منسوب است به میهنه و آن دیهی است در خراسان و زادگاه شیخ ابوسعید ابوالخیر باشد. (از یادداشت مؤلف ). منسوب است به میهنه که از قراء خابران از نواحی سرخس باشد. (از لباب الانساب ).