میوه دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهبار نشستن، میوهدار شدن، شکوفا شدن، بار داشتن، بار گرفتن، بهبار آمدن، محصول دادن، بار دادن زادوولد جانوری: تخمریزی کردن، تخم گذاشتن، ~ کردن زادوولد پستانداران: زادوولد کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهبار نشستن، میوهدار شدن، شکوفا شدن، بار داشتن، بار گرفتن، بهبار آمدن، محصول دادن، بار دادن زادوولد جانوری: تخمریزی کردن، تخم گذاشتن، ~ کردن زادوولد پستانداران: زادوولد کردن