میو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میو. [ ی ُ ] (اِ صوت ) حکایت صوت گربه . آواز گربه . نام آواز گربه . اسم صوت گربه . مو.(یادداشت مؤلف ) ◄ (اِ) در زبان شیرخوارگان، گربه . گربه در زبان کودکان . (یادداشت مؤلف ).
میو. [ وْ ] (اِ) مخفف میوه است . (یادداشت لغت نامه ) : قوس اگر از تیر دوزد دیو را دلو پرآب است زرع و میو را. مولوی .
میو. [ وْ] (اِ) شَعر و موی . (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء).به معنی موی باشد که عربان شعر خوانند. (برهان ) (آنندراج ). موی را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) : دست تو شل به، دو گوش تو کر دو چشم تو بی نور و پرمیو به . پوربهای جامی (از فرهنگ جهانگیری ).