نااستدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نااستدن . [ اِ ت َ دَ ] (مص منفی ) مقابل استاندن . نگرفتن . ◄ ناایستاندن . ◄ ناایستادن . نااستادن . توقف نکردن . برپانماندن . رجوع به ایستادن و استادن و استاندن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نااستدن . [ اِ ت َ دَ ] (مص منفی ) مقابل استاندن . نگرفتن . ◄ ناایستاندن . ◄ ناایستادن . نااستادن . توقف نکردن . برپانماندن . رجوع به ایستادن و استادن و استاندن شود.