نااهلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نااهلی . [ اَ ] (حامص مرکب ) نااهل بودن . اهلیت نداشتن . بی لیاقتی و ناسزاواری . نداشتن شایستگی . ◄ ناخلف بودن . ◄ ناکسی . فرومایگی : و اگر دیگری چون رضا(ع ) با دیگری بسازد و صلحی کند... آن را بمداهنه وبی حمیتی و نااهلی منسوب سازد. (کتاب النقض ص ٣٦٥). گفت هیهات خون خود خوردی این چه نااهلیست و نامردی . سعدی (هزلیات ). رجوع به نااهل شود.