نابت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نابت . [ ب ِ ] (ع ص ) رویاننده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ روینده . (آنندراج )(ناظم الاطباء) (غیاث ) : چون تخم حقیقت در زمین یقین او نابت یافت . (وصاف ص ٥٦٢). ◄ تازه ٔ هر چیز هنگامی که بروید و خرد بود. (المنجد). الطری من کل شی ٔ حین ینبت صغیراً. (اقرب الموارد).
نابت . [ ب ِ ] (اِخ ) وی ازفرزندان اسماعیل بن ابراهیم خلیل است . و این بیت عامربن حارث بن مضاض اشارتی به نام او دارد : و کنا ولاةالبیت من بعد نابت بعز فما یحظی لدیناالمکاثر. (از بلوغ الارب ج ١ ص ٢٣٠).
نابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن یزید از محدثان است . (منتهی الارب ).