نابع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نابع. [ ب ِ ] (ع ص، اِ) آبی که از چشمه بیرون آید. (ناظم الاطباء). ◄ قلمی که مرکب آن در آن بود. (المنجد). قلم خودنویس .
نابع. [ ب ِ ] (اِخ ) موضعی است بنزدیکی مدینه .(معجم البلدان ). جائی است در مدینه . (منتهی الارب ).