نابل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نابل . [ ب ُ ] (اِخ ) اقلیمی است از اقالیم افریقائی واقع بین تونس و سوسة. (معجم البلدان ). موضعی است بافریقیه . (منتهی الارب ).
نابل . [ ب ِ ] (ع ص ) صاحب تیر. (منتهی الارب ). تیردار. (دهار). کسی که با خود تیر داشته باشد. (اقرب الموارد). ◄ تیرساز. (منتهی الارب ). تیرگر. (دهار). سازنده ٔ تیر. (المنجد). ◄ تیرانداز. ماهر در تیراندازی . (منتهی الارب ). ماهر در تیراندازی . (المنجد) (اقرب الموارد). ◄ زیرک در کار. (منتهی الارب ): هو نابل و ابن نابل ؛ او زیرک و پسر زیرک است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ ثار حابلهم علی نابلهم ؛ یعنی آتش بلا افروختند بر خود. (منتهی الارب ). - امثال : اختلط الجاهل بالنابل ؛ برای آشفتگی و درهم آمیختن کار مثل زنند.