ناتمامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناتمامی . [ ت َ ] (حامص مرکب ) نقصان و قصور. (ناظم الاطباء). ناتمام بودن . ناقص بودن . کامل نبودن . صفت ناتمام : بدرتمام روزی در آفتاب رویت گر بنگرد بیارد اقرار ناتمامی . سعدی . غمز و نمامی چون اظهار ناتمامی می کرد. (وصاف ص ٣٣٥).