ناتوان بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناتوان بین . [ ت َ ] (نف مرکب ) حاسد زیرا که کسی را توانا دیدن نمیتواند. (غیاث ). رشکین . حسود. بدخواه . (ناظم الاطباء) : چشم او دید دست من بوسید آن که میگفت ناتوان بین است . میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج ).