ناتوانا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناتوانا. [ ت َ ] (ص مرکب ) ناتوان . عاجز. ضعیف . درمانده . مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود : ز سرگین خر عیسی ببندم رعاف جاثلیق ناتوانا. خاقانی . جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی