ناجذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جِ) [ ع. ] (اِ.) دندان عقل، آخرین دندان که در دهان شخص ظاهر شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جِ) [ ع. ] (اِ.) دندان عقل، آخرین دندان که در دهان شخص ظاهر شود.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ناجذ. [ ج ِ ] (ع ص ) اسم فاعل است از نجذ. (اقرب الموارد). رجوع به نجذ شود.
ناجذ. [ ج ِ ] (ع اِ) دندان خِرَد. (دهار) (مهذب الاسماء). دندان سپسین . (ناظم الاطباء). دندان سپسین همه . دندان عقل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دندان عقل . ج، نواجذ. و آن چهار دندان است مر انسان را و آن را دندان بلوغ نیز گویند بدانجهت که بعد از بلوغ و کمال عقل برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) . و نیز رجوع به نواجذ شود. ◄ عض علی ناجذه ؛ بلغ اشده، یعنی به کمال بلوغ رسید. (ناظم الاطباء). و استحکام یافت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ عض الرجل علی ناجذیه ؛ صبر. ◄ ابدت الحرب ناجذیها؛ اشتدت . (المنجد).