ناجزانجام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناجزانجام . [ ج ُ اَ ] (ص مرکب ) نامتناهی . الی غیرالنهایه . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ). بی نهایت . بی حد. (ناظم الاطباء). از برساخته های فرقه ٔ آذر کیوان، ولی ترکیبی عجیب است، چه ناانجام به معنی بی پایان تواند باشد و در دساتیر ص ٢٦٧ به معنی «ابدالاباد یعنی روزی که انتهاپذیر نباشد از طرف مستقبل » آورده و «جز» زاید بنظر میرسد. (حاشیه ٔ ص ٢٠٨٩ برهان چ معین ).