ناخالص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ل) [ فا - ع. ] (ص.) آن چه که خالص نباشد، مغشوش. مق خالص.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ل) [ فا - ع. ] (ص.) آن چه که خالص نباشد، مغشوش. مق خالص.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ناخالص . [ ل ِ ](ص مرکب ) غیرخالص . مقابل خالص . رجوع به خالص شود.
فرهنگ طیفی
ناصاف، ناسره، ناپاک چرک، نجس، کثیف قبیح، زشت
فرهنگ واژگان سره
ناپالوده
ناک
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی