ناخداترس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخداترس . [ خ ُ ت َ ] (ص مرکب ) آن که از خدا نترسد. (آنندراج ). کسی که از خدا نمی ترسد. (ناظم الاطباء). غیرمتقی . ناپرهیزگار. که پرهیزگار و خدا ترس نیست : ترسم از قهر ناخداترسان زآن سبب در خدا گریخته ام . خاقانی . خدا ترس را سازگار است بخت بود ناخداترس را کار سخت . نظامی . شه شنیدم که داشت دستوری ناخداترس و از خدا دوری . نظامی . طلب کردم از پیش و پس چوب و سنگ که ای ناخداترس بی نام و ننگ . سعدی . سیاهان براندند کشتی چو دود که آن ناخدا ناخداترس بود. سعدی .