ناخن گیر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ناخن گیر کردن . [ خ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نرم کردن . چیزی را نرم کردن که ناخن در آن بند شود : میکند امروز صائب موم نی در ناخنم من که ناخن گیر میکردم به آهن خاره را. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ناخن گیر کردن . [ خ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نرم کردن . چیزی را نرم کردن که ناخن در آن بند شود : میکند امروز صائب موم نی در ناخنم من که ناخن گیر میکردم به آهن خاره را. صائب (از آنندراج ).