ناراحت بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آب خوش از گلویش پایین نرفتن، راحت نداشتن، سوختن، رنجیدن، اذیت شدن، بهامان آمدن، بیتابوطاقت شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آب خوش از گلویش پایین نرفتن، راحت نداشتن، سوختن، رنجیدن، اذیت شدن، بهامان آمدن، بیتابوطاقت شدن