نارستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ر) (اِمر.) انارستان، باغ انار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ر) (اِمر.) انارستان، باغ انار.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
نارستان . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان همائی بخش ششتمد شهرستان سبزوار. در ٦٠هزارگزی جنوب غربی ششتمد و ٩هزارگزی مغرب سنجران واقع است . ناحیه ای کوهستانی است با هوائی معتدل . سکنه ٔ آن ١٢٥ نفر است . آبش از قنات و محصولش غلات و شغل مردمش زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩ ص ٤١٥).
نارستان . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیر بخش خورموج شهرستان بوشهر. در ١٠٢هزارگزی جنوب شرقی خورموج، در دامنه ٔ کوه بهرامشاه واقع است . گرمسیرو مالاریاخیز است و ٤٧٢ تن سکنه دارد. آبش از چشمه وچاه . محصولش غلات و خرما و شغل مردمش زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧ ص ٢٣٢).
نارستان . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گیسکان بخش برازجان شهرستان بوشهر و در ٢٤هزارگزی جنوب شرقی برازجان و در دامنه ٔ کوه گیسکان واقع است، هوائی معتدل ومالاریائی دارد و ١٠٦ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و بادام و انگور و خرما و مرکبات و سیب است . مردمش به زراعت و بافتن گلیم و قالی مشغولند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧ ص ٢٣٢).
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی