ناز شست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناز شست . [ زِ ش َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیش کشی است که نزدیکان پیشگاه شهریاری هنگامی می گذرانند که پادشاه به دست و تیر خود نشان یا شکاری را می زند بدانگونه که شایسته ٔ آفرین و ستایش باشد. (از آنندراج ). - ناز شست کسی ؛ در تداول، آفرین ! زه ! احسنت ! حبذا! - ناز شستم ؛ در تداول، نوش جانم ! مزد دستم ! مفت جانم ! خوب کردم ! ◄ جایزه یا مشتلق یا انعامی که به کسی به پاداش هنرنمائی یا آوردن خبر خوش یا کردن کاری بجا می دهند.