واژه جو

نازپرورده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نازپرورده . [ پ َ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نازپرور. نازپرورد. رجوع به نازپرورد شود : نازپرورده ٔ هزار نیاز پرده ٔ رمز برگرفت از راز. نظامی . چو شد نازپرورده آن شاخ سرو خرامنده شد چون خرامان تذرو. نظامی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نازپرورده | واژه جو