واژه جو

نازک عذار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نازک عذار. [ زُ ع ِ ] (ص مرکب ) که عذاری لطیف دارد. جوان نوخاسته که پوست صورتش لطیف است . که گونه ای شاداب و مو برنارسته دارد : ز دست شاهد نازک عذارعیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود. حافظ.

معنی نازک عذار | واژه جو