ناسازوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسازوار. (ص مرکب ) مخالف . غیرموافق . آنکه سازش ندارد. (ناظم الاطباء). مخالف . (دهار). منافی . مانعةالجمع. متباین . مباین . ◄ سرکش . آنچه مطیع و رام نباشد. (ناظم الاطباء). ◄ بدخوی . بدسلوک . ناموافق : ناشزه ؛ زن ناسازوار با شوی . (منتهی الارب ). ◄ غیرمتناسب . ناموزون . (دانشنامه ٔ علائی ). ◄ مضر. زیان بخش .