ناسازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسازی . (حامص مرکب ) از:ناساز + ی، اسم معنی، حاصل مصدر. (حاشیه برهان قاطعچ معین ). مخالفت کردن . (برهان قاطع) (آنندراج ). مخالفت . عدم موافقت . (ناظم الاطباء). مخالفت . (انجمن آرا). دشمنی . ناسازگاری . کج روی . ستیزه خوئی : گردون ستیزه کار دیدی که چه کرد ناسازی روزگار دیدی که چه کرد. مشتاق اصفهانی . ◄ تناقض . ◄ بی ادبی . گستاخی . ◄ بهانه گیری . (ناظم الاطباء). ◄ بی اصولی . خارج مبحث بودن . (برهان قاطع) (آنندراج ). بی اصولی . بی آهنگی . (ناظم الاطباء). ◄ بدوضعی . (برهان قاطع) (آنندراج ). ◄ تزویر. (ناظم الاطباء).