ناسالم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لِ) [ فا - ع. ] (ص.) ۱- دارای عیب. ۲- بیمار. ۳- مخالف بهداشت.مترادفها و واژههای مرتبطبیمار، دردمند، رنجور، مریض، ناتندرست، ناخوشفاسد، ناپاک، نادرست ≠ سالمواژه قبلی: ناسازگارواژه بعدی: ناسخ