ناسوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسوت . (ع اِ) مشتق ازناس . (مفاتیح ). مرکب از: «ناس » + «و» + «ت » مثل ملکوت . (از المنجد). عالم اجسام که دنیا و این جهان باشد. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). عالم طبیعت و اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را عالم ناسوت می نامند و عالم ملک و شهادت هم گویند. (فرهنگ اصطلاحات فلسفی از اسفار). عالم سفلی . عالم خلق . عالم شهادت . جهان ماده . جهان نمود : گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولا. خاقانی . محرم ناسوت ما لاهوت باد آفرین بر دست و بر بازوت باد. مولوی . - عالم ناسوت ؛ مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملکوت . ◄ انسان . (تاج العروس ). سرشت مردمی . (از المنجد). انسانیت . انسانی طبع. مردمی خوی . (ناظم الاطباء). طبیعت انسانیه . ◄ مجازاً، شریعت و عبادت ظاهری . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ خیال . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).