ناسور کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسور کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ناسور کردن ریش ؛ خراشیدن ریش پیش از نضج . پیش از رسیدن آبله یا ریش پوست آن کندن و سخت بدتر کردن آن . (یادداشت مؤلف ) : سرمست بزم ساخته چشمت پیاله را ناسور کرده شور لبت داغ لاله را. ملا درکی قمی (از آنندراج ).