ناشادکام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشادکام . (ص مرکب ) محزون . غمین . غمگین . غمناک . اندوهگین . غم زده . افسرده . ناشاد.مغموم . رنجیده . ناخشنود. مقابل شادکام : بدو گفت ازین هردو بدتر کدام کزوئیم پر درد و ناشادکام . فردوسی . ◄ نامراد. ناکام . که شاد و کامروا نیست . مقابل شادکام . رجوع به شادکام شود.