ناشاکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشاکر. [ ک ِ ] (ص مرکب )ناسپاس . کافرنعمت . که سپاسگزار نیست . کفور. که ناشکری می کند. مقابل شاکر، به معنی سپاسگزار : گفتم ای باد اینک آنجارفت خواهم پیش او تو مرا از شاعران ناشاکر فضلش مدان . فرخی . آنکه او شاکر بود باشد ز خیل الاکرمین و آنکه ناشاکر بود باشد ز خیل الاَّخرین . منوچهری . رجوع به شاکر شود.