ناشایست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشایست کردن . [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کار بد کردن . گناه کردن . مرتکب گناه شدن . کار حرام و ناروا و ناسزا کردن : ز ناشایست کردن شرمش آمد که بر دو کتف خود دو پاسبان دید. ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشایست کردن . [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کار بد کردن . گناه کردن . مرتکب گناه شدن . کار حرام و ناروا و ناسزا کردن : ز ناشایست کردن شرمش آمد که بر دو کتف خود دو پاسبان دید. ؟