ناشتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشتاب . [ ش ْ / ش ِ ] (ص، اِ) به معنی ناشتا و ناهار است که از صبح باز چیزی نخوردن باشد. (برهان قاطع) : هرگه که عالمی را بینم به هر مراد جود تو سیر کرده و من ناشتاب تو. مسعودسعد. یا بپرسم که چه خوردی ناشتاب تو بگوئی نه شراب و نه کباب . مولوی . ◄ روزه داری . پرهیزگاری . (ناظم الاطباء).
ناشتاب . [ ش ِ ] (ص مرکب ) بی شتاب . آهسته . شکیبا. صابر. صبور. (ناظم الاطباء). ناشتابان . آنکه درنگ می کند و شتاب نمی کند.