ناشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (ص.) تازه کار، بی تجربه، ناوارد.[ ع. ناشی ء ] (اِفا.) نشأت گیرنده، پیدا شونده.مترادفها و واژههای مرتبطبیتجربه، تازهکار، کمتجربه، ناآزموده، نامجربدراثر، متاثر، منتج ≠ آزمودهواژه قبلی: ناشکیباواژه بعدی: ناشی گری