ناشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننیازموده، کارنیازموده، تازه کار، برآمدهمترادفها و واژههای مرتبطبیتجربه، تازهکار، کمتجربه، ناآزموده، نامجربدراثر، متاثر، منتج ≠ آزمودهواژه قبلی: ناشکریواژه بعدی: ناشی از