ناصرخسرو | دیوان اشعار | قصاید | قصیده شماره ۸۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مردم سفله به سان گرسنه گربه گاه بنالد به زار و گاه بخرد تاش همی خوار داری و ندهی چیز از تو چو فرزند مهربانت نبرد راست چو چیزی به دست کرد و قوی گشت گر تو بدو بنگری چو شیر بغرد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مردم سفله به سان گرسنه گربه گاه بنالد به زار و گاه بخرد تاش همی خوار داری و ندهی چیز از تو چو فرزند مهربانت نبرد راست چو چیزی به دست کرد و قوی گشت گر تو بدو بنگری چو شیر بغرد